شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
11
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
يافت معقولات بوده باشد او را بر سبيل عاريت و مجاز حكيم مىنامند . چه خود را مشابه به حق ساخته است ، و نزديك به او شده است به علم و دانائى ، زيرا كه چون قرب زمانى و مكانى نباشد نزديكى معنوى و قرب او را كى خواهد بود . و هرگاه سعادت ابدى نزديكى است به حق و مشاهدهء جمال « 26 » و ديدن كبرياى مطلق ، و اين ميسر نگردد مگر به حكمت ؛ پس هيچ چيز بزرگتر از حكمت نباشد . 24 - گفته است حكيم فاضل سقراط هر كه حاضر باشد پيش ما گمان برد كه ما حكيميم ، و نيست حكيم مگر « 27 » اللّه سبحانه . و بعضى از عارفان [ يعنى امام به حق ناطق ، جعفر صادق ] « 28 » ، حكمت را چنين تعريف نمودهاند كه : نور است حقيقت او ، حق است مقصد او ، الهام است رانندهء « 29 » او ، دل است مسكن او ، عقل است قبولكنندهء او ، اللّه است الهام نمايندهء او ، زبان است محل ظهور او . 25 - روايت كردهاند كه چون عمر و بن العاص پيش حضرت رسول آمد از اسكندريه سؤال نمود حضرت ازو پرسيدند كه چه ديدى در اسكندريه ؟ گفت يا رسول اللّه ديدم قومى را كه طيلسان بر خود راست كرده بودند و جمع مىشدند حلقه حلقه ، و نام مىبردند مردى را كه نامش ارسطاطاليس بود پوشندهء لباس كفر « 30 » خداى لعنت برو كناد ، آن حضرت فرمود كه بس كن اى عمرو ، ارسطاطاليس نبى بود قوم او « 31 » او را تكذيب و تجهيل كردند ، همچنين شنيدهايم ما و اللّه اعلم بالصواب . 26 - مجملا تعريف و فضيلت « 32 » حكمت حكما و بزرگى ايشان اگر كسى در صدد بيان [ 5 - الف ] آن آيد محتاج مجلدهاى بسيار
--> ( 26 ) - نسخهها جمال ، د و متن عربى : جلال . ( 27 ) - نسخهها : + اى مردمان مگر اللّه . . . ( 28 ) - د و متن عربى ندارد . ( 29 ) - د : زاينده . ( 30 ) - د : بوده راوى كفر : خداى . . . نسخهاى از متن عربى : راوى الكفر ليس بكافر ؛ ترجمهء فارسى ناقص است . ( 31 ) - د : قوم او را . . . ( 32 ) - د : فضيلت و تعريف حكمت ، متن عربى : وصف فضيلة الحكمة .